چند اصطلاح – 3

Wet blanket
e.g.: You shouldn’t invite him to your birthday party. He is such a wet blanket!

آیه یاس، حال‌گیر
مثال: نباید اونو به مهمونی دعوت می‌کردی. او یه آدم حال‌گیری که نگو!

Knock on wood
e.g.: The children haven’t had a cold so far this winter, knock on wood!

بزنم به تخته! بزن به تخته!
مثال: بچه‌ها تو این زمستونی تا حالا مریض نشدن، بزنم به تخته!

As like as two peas in a pad
e.g.: The two sisters are as like as two peas in a pod.

مثل سیبی که از وسط نصف کرده باشند، کاملا شبیه به هم
مثال: دو تا خواهر مثل سیبی می‌مونن که از وسط نصف شده باشه.

Dog-eat-dog
e.g.: It’s pretty tough to survive in this dog-eat-dog world.

هرکی هرکی، ظالم، بی‌رحم
مثال: خیلی سخته که تو این دنیای هرکی هرکی آدم زنده بمونه.

In the same boat
e.g.: – I’m broke. Can you lend me a couple of bucks?
- Sorry, I’m in the same boat.

همدم بودن
- من ورشکسته‌ام، می‌شه یه مقدار پول بهم بدی؟
- ببخشید، منم عینهو خودتم.

تا کنون 4 نظر داده شده »

  1. Mojtaba گفت

    thankful

  2. آمیر گفت

    پتوی خیسش خیلی جالب بود! آخر اصطلاحه!!

  3. شبستان گفت

    عالی بود و مفید.

  4. عجب وبلاگ ماهیه..خیلی رله است خدایی. …خیلی مفیده، واقعا ممنون وقت میذاری این پست ها رو می نویسی، ادامه بده ..جون هر کی دوست داری ادامه بده :-)

RSS feed for comments on this post · آدرس دنبالک

بیان دیدگاه