Wet blanket
e.g.: You shouldn’t invite him to your birthday party. He is such a wet blanket!
آیه یاس، حالگیر
مثال: نباید اونو به مهمونی دعوت میکردی. او یه آدم حالگیری که نگو!
Knock on wood
e.g.: The children haven’t had a cold so far this winter, knock on wood!
بزنم به تخته! بزن به تخته!
مثال: بچهها تو این زمستونی تا حالا مریض نشدن، بزنم به تخته!
As like as two peas in a pad
e.g.: The two sisters are as like as two peas in a pod.
مثل سیبی که از وسط نصف کرده باشند، کاملا شبیه به هم
مثال: دو تا خواهر مثل سیبی میمونن که از وسط نصف شده باشه.
Dog-eat-dog
e.g.: It’s pretty tough to survive in this dog-eat-dog world.
هرکی هرکی، ظالم، بیرحم
مثال: خیلی سخته که تو این دنیای هرکی هرکی آدم زنده بمونه.
In the same boat
e.g.: – I’m broke. Can you lend me a couple of bucks?
- Sorry, I’m in the same boat.
همدم بودن
- من ورشکستهام، میشه یه مقدار پول بهم بدی؟
- ببخشید، منم عینهو خودتم.


Mojtaba گفت
thankful
آمیر گفت
پتوی خیسش خیلی جالب بود! آخر اصطلاحه!!
شبستان گفت
عالی بود و مفید.
رضا عظیمی گفت
عجب وبلاگ ماهیه..خیلی رله است خدایی. …خیلی مفیده، واقعا ممنون وقت میذاری این پست ها رو می نویسی، ادامه بده ..جون هر کی دوست داری ادامه بده