2. Birds of the same feather flock together.
3. Better late than never.
4. A word to the wise is enough.
5. An apple a day keeps the doctor away.
2. Birds of the same feather flock together.
3. Better late than never.
4. A word to the wise is enough.
5. An apple a day keeps the doctor away.
حتما به ذهن شما هم خطور کرده که ببینید “پدر زن شوهر عموی عمه ی خاله بزرگ جان مادر بزرگ مادری” تون به زبان انگلیسی چی میشه! خب پس با ما همراه باشید.
همین اول کار بگم که در فرهنگ اونور آب، مثل ما ایرانیها اینقدر فک و فامیل مهم نیست، به همین خاطر ممکنه واسه چند معنی متفاوت تو فارسی تنها با یه کلمه مواجه بشین.
مثلا در فارسی عمو و دایی دو شخصیت کاملا مجزا و منفک از هم هستند که به هیچ وجه قابل قاطی شدن با هم نیستن، اما تو انگلیسی فقط کلمه ی معادل uncle رو واسه این دو داریم. یا مشابههای دیگر.
برای اجتناب از طولانی شدن بیش از حد این مطلب فقط به درج عنوان و معادل فارسی آن در جدول بسنده شده است. در صورت تمایل به کسب اطلاعات انگلیسی بیشتر بر روی هر یک کلیک کنید.
|
پسر |
مادر |
پدر |
والدین |
|
نا برادری – برادر خوانده |
خواهر |
برادر |
دختر |
|
نا برادری – برادر خوانده |
نا مادری – مادر خوانده |
نا پدری – پدر خوانده |
نا خواهری – خواهر خوانده |
|
مادر بزرگ |
پدر بزرگ |
پدر بزرگ و مادر بزرگ |
ناخواهری – خواهر خوانده |
|
نوه – پسر پسر – پسر دختر |
نوه |
Great grandmother مادر جد |
Great grandfather پدر جد |
|
عموزاده – دایی زاده – عمه زاده – خاله زاده |
عمو – دایی – شوهر عمه – شوهر خاله |
عمه – خاله – زن دایی – زن عمو |
نوه – دختر دختر – دختر پسر |
|
خواهر زن – خواهر شوهر – جاری – زن برادر زن |
برادر شوهر – برادر زن – باجناق |
پسر خواهر یا برادر – پسر برادر زن و خواهر شوهر |
دختر برادر یا خواهر |
|
دوقلو |
Only-child تک فرزند |
مادر زن – مادر شوهر |
پدر زن – پدر شوهر |
|
شوهر |
زن |
دوست دختر |
دوست پسر |
|
Ex-girlfriend دوست دختر سابق |
دوست پسر سابق |
شوهر سابق |
زن سابق |
Wet blanket
e.g.: You shouldn’t invite him to your birthday party. He is such a wet blanket!
آیه یاس، حالگیر
مثال: نباید اونو به مهمونی دعوت میکردی. او یه آدم حالگیری که نگو!
Knock on wood
e.g.: The children haven’t had a cold so far this winter, knock on wood!
بزنم به تخته! بزن به تخته!
مثال: بچهها تو این زمستونی تا حالا مریض نشدن، بزنم به تخته!
As like as two peas in a pad
e.g.: The two sisters are as like as two peas in a pod.
مثل سیبی که از وسط نصف کرده باشند، کاملا شبیه به هم
مثال: دو تا خواهر مثل سیبی میمونن که از وسط نصف شده باشه.
Dog-eat-dog
e.g.: It’s pretty tough to survive in this dog-eat-dog world.
هرکی هرکی، ظالم، بیرحم
مثال: خیلی سخته که تو این دنیای هرکی هرکی آدم زنده بمونه.
In the same boat
e.g.: – I’m broke. Can you lend me a couple of bucks?
- Sorry, I’m in the same boat.
همدم بودن
- من ورشکستهام، میشه یه مقدار پول بهم بدی؟
- ببخشید، منم عینهو خودتم.
استفاده از هر اسباب و ابزاری آداب و اصول و قواعد خاص خود را دارد، کلمات و اصطلاحاتی خاص را میطلبد و نوعی دیگر از نگاه را باید به رویکرد خود به نحوه ی استفاده باید داشته باشیم. تلفن زدن یکی از این اسباب و ابزارآلات پرکاربرد در نیای امروز است. به ویژه اینکه با کاهش هزینههای تماسهای بینالمللی دیگر هر فردی قادر است تا با حداقل هزینه این تجربه ی شیرین را کسب نماید.
برای داشتن تماس تلفنی درست با انگلیسی زبانان میتوانید با توجه به موارد فوق، چهرهی خوب و متبحری – بالاخص در دانستن زبان طرف مقابل – از خود نشان داده و اعتماد او را جلب نمایید، که در تماسهای بازرگانی و تجاری که اغلب بدون حضور فیزیکی رخ میدهد از اهم واجبات است. مراحل یک تماس تلفنی به قرار زیر است:
![]()
سلام (Hi):
ادب حکم میکند که در هر بازدید – چه فیزیکی و چه غیر – ابتدا سلامی به مخاطب خود بدهید. برای این منظور میتوانید از عبارات زیر بهره ببرید:
Hello
Hi
Hi there
بهتر آن است که پس از سلام، وقت بخیر بگویید. برای این مهم میتوانید از عبارتهای صبحبخیر، ظهر بخیر، بعد از ظهر بخیر، عصر بخیر، و شب بخیر استفاده نمایید.
Hi, good morning
Hi, good after noon
اگر میدانید که وقت محلی – وقت محلی مخاطب تماس – چه موقعی از روز است میتوانید به راحتی یک از عبارتها را انتخاب کنید. اما اگر مطمئن نیستید که مخاطب شما در چه زمانی از روز قرار دارد، میتوانید با کمک نقشه، موبایل، رایانه، تقویم جیبی یا هر وسیلهی دیگری که اختلاف ساعتهای جهانی را دارد، زمان مناسب را استخراج کنید.
گاهی دسترسی به این ابزارها ممکن نیست یا شما هم مثل من از ریاضیات تنها 2+2=5 را میدانید (!)، پس حالا چه باید کرد؟ در چنین مواقعی ترس به دل راه ندهید، و قدری هوشیار باشید. از آنجا که مخاطب شما معمولاً منشی یا دفتردار یا هر کس که باشد، پس از برداشتن تلفن، وقت بخیر به شما میگوید، میتوانید به راحتی از خود او کمک بگیرید. مثلاً پس از برقراری تماس کسی گوشی را برداشته و میگوید:
- Hi, good morning. May I help you?
شما هم بلافاصله میتوانید بگویید:
- Hi, good morning too…
![]()
لغات و اصطلاحات:
Hi
Hello
Hi there
سلام
Good morning
روز بخیر
Good noon
ظهر بخیر
Good after noon
بعد از ظهر بخیر، عصر بخیر
Good evening
غروب بخیر، سر شب بخیر
Good night
شب بخیر، شب خوش
![]()
[ این مقاله ادامه دارد، در پستهای بعدی آنرا دنبال کنید...]
1. Wet behind the ears
دهان کسی بوی شیر دادن، بیتجربه و خام بودن، جوجه بودن، بچه بودن
He’s too young to become a manager. He’s still wet behind the ears!
هنوز دهنش بوی شیر میده و واسه مدیر شدن خیلی جونه.
![]()
2. The party is over!
دیگه بازی تموم شد!
Freeze! Stick’em up! The party’s over!
از جاتون تکون نخورین! دستا بالا! دیگه بازی تموم شد!
![]()
3. Piece of cake
مثل آب خوردن، خیلی ساده و آسون
I’ll fix the TV in a flash. It’s a piece of cake!
تو یه چشم به هم زدن تلویزیون رو تعمیر میکنم. عین آب خوردنه.
![]()
4. Be up to one’s ears in something
تا خرخره تو چیزی غرق بودن
I’m up to my ears in debt.
تا خرخره تو بدهی گیرافتادم!
![]()
5. All ears
سرآپا گوش بودن
Well, tell me the story. I’m all ears!
خب داستان رو برام تعریف کن، سرآپا گوشم!
تمام فرهنگها و مذاهب به شخصیت انسانی و رفتار شایسته ی نوع بشر با دیگر همنوعان خود ارزش زیادی قایل است و دلیل این مدعا را میتوان در ضربالمثلهای متعدد و متفاوتی که در فرهنگهای مختلف وجود دارد یافت.
در زبان فارسی “ادب مرد به ز دولت اوست” از برجستهترین این مثالها است که معادل انگلیسی آن چیزی مثل “Manners maketh man” خواهد بود.
در کارهای روزمره بارها پیش میآید که بابت رفتار بد خود مجبور به ابراز تاسف و ندامت هستیم. در چنین مواقعی میتوانید از جملات زیر بهره ببرید:
![]()
تاسف زیاد (واقعاً متاسفم…)
I’m really sorry…
I’m so sorry…
I’m really sorry, James, I didn’t mean to lose your book.
I’m so sorry I forgot your birthday, Judy!
واقعاً متاسفم جیمز، اما نمیخواستم کتابت را گم کنم.
جودی، خیلی خیلی متاسفم که تولدت را فراموش کردم!
![]()
تاسف / معذرت
Sorry about…
Sorry for…
Sorry about the mess. I’ll clear up later.
Sorry for taking your DVD.
از اینکه اینجا اینقدر بهم ریخته است متاسفم، بعداً مرتب میکنماش.
از اینکه DVDات را برداشتم معضرت میخواهم.
![]()
بیان تاسف بدون ذکر “I’m sorry”
I’d like to apologise for…
I’d like to apologise for the way I spoke to you earlier.
بابت اینکه قبلا اون طوری باهات حرف زدم خیلی شرمندم.
![]()
لغات و اصطلاحات:
to apologise
to say sorry, to ask for forgiveness, to express regret
an exclamation
a word, phrase or sentence that is shouted out suddenly, often through surprise or anger
to hurt someone’s feelings
to make someone feel upset or unhappy
a misunderstanding
this can mean ‘a small disagreement’
trouble
unhappiness, distress, worry or danger
a hard time
a difficult time
to be out of order (informal)
to be impolite or rude
1. Get one’s ticket punched
شناسنامه ی کسی باطل شدن، مردن، کشته شدن
The poor man got his ticket punched while he was crossing the street!
مرد بیچاره موقع رد شدن از خیابون مرد!
![]()
2. Play it cool
خونسرد رفتار کردن، عادی رفتار کردن، آرام بودن
The cops won’t suspect anything if you play it cool.
اگه خونسر باشی پلیسها چیزی بو نمیبرن.
![]()
3. In the hole
قرض بالا آوردن، زیر بار قرض بودن، بدهکار بودن
I’m five thousand bucks in the hole. I don’t know what to do.
پنج هزار چوق بدهکارم. نمیدونم چه گلی به سرم بگیرم.
![]()
4. Like a bull in a china shop
دست و پا چلفتی، بیفکر، بی ملاحظه، بیاحتیاط
Each time you enter the room, you knock something down. You’re really like a bull in a china shop!
هر دفه که مییای توی اتاق، یه دسته گلی به آب میدی. واقعاً که دست و پا چلفتی هستی!
![]()
5. The Kiss of death
فاتحه ی چیزی را خواندن
Yesterday’s rain was the kiss of death for our picnic.
بارون دیروز فاتحه ی گردشمون رو خوند.
برای پاسخهای کوتاه بله/خیر میتوانید از افعال کمکی استفاده نمایید.
Did he come last week?
- Yes, he did.
یا او هفته ی پیش آمد؟
- بله، او آمد.
Have you lived here long?
- No, I haven’t.
یا برای مدت زیادی اینجا ساکن بودید؟
- خیر، نبودم.
برای بیان سن و سال در مکالمه و گفتگوها باید از فعل “to be” به شکل زیر استفاده نمایید. برای این مهم میتوانید از یکی از نمونههای زیر استفاده نمایید:
Jack is twenty-two.
Jack is twenty-two years old.
جک بیست و دو سال دارد
نمونههای بیشتر:
I am twenty.
James is thirteen years old.
My grandfather is eighty.
Her brother is seven.
Your son is ten.
بیست سالم است.
جیمز سیزده سال دارد.
پدربزرگ من هشتاد ساله است.
برادر او (آن دختر) هفت سال دارد.
پسر شما ده ساله است.